مرور برچسب

#روزنوشت #خاطره_نویسی #زندگی #حدیث #دیدمش #تجربه #انتشار #خاطره

دیدمش

سحر که پیاده شد تا کاسه آشی از سید مهدی بخرد، دیدمش! آن طرف خیابان کنار ماشین ایستاده بود و با پسرک صحبت می کرد.…