مرور رده

زینب

دخترک مهربان

در دستش، رز سفید شادابی خودنمایی می‌کند که بلندای ساقه‌اش، یک- سوم قد دخترک مهربان می‌شود. ده دقیقه‌ای به شروع ساعت…

باریستای ترشیده

هوففففففففففف نفس راحتی می‌کشم و می‌نشینم. ساعت ۱۲ و ۹ دقیقه ظهر است. یعنی بیش از ۲ ساعت است مشغول کارهای…

سی سی سی اسپرسو

از پله‌ها پایین می‌آید. بلندقدترین پسر این‌جاست. همان که هر صبح، بدون آنکه ذره‌ای روی پا بلند شود و قد بکشد،…

خانم ۵۰-۵۵ ساله

صدای ضعیفی از دستگاه کارتخوان ایستگاه اتوبوس بلند میشود. مرسی آقا پشت سر خانم ۵۰-۵۵ ساله‌ای، وارد اتوبوس…

یکی از همین صبح‌ها

یکی از همین صبح‌ها با صدای جویده شدن چوب‌های زیر تخت، بیدار می‌شوم. وای که چقدر داشتنشان خوب است. عشق‌های من اند؛…