سبزی فروش محترم

162

سلام آقا میشه یه سبد برای سبزی به من بدین ،ممنون

مکالمه تکراری من و تمام دست فروشهای کنار خیابون ،نمیدونم کجای جمله ام اینقدر متفاوت بود که آقای سبزی فروش ساکت و بیحوصله رو که خانوما دوره کرده بودن سمت من کشید و با نگاه مهربونی گفت بفرمایید خانوم خدمت شما

ـ ممنون آقا لطف کردین.

– خاهش میکنم خانوم بفرمایید چی میخاین من براتون میزارم داخل سبد .

ـ ممنون آقا شما به مشتری هاتون برسین من برمیدارم .

 – شمام مشتری هستین ، بدین به من …

تمام مدت با وسواس خاص شاهی ، تره ،ترب ،پیازچه رو گذاشت و بعد با مکث گفت اجازه بدین برای شما از اون ریحون بنفش های تو سبد بیارم،هرچی گفتم آقا زحمت نکشین ،همینهام خوبن ،گوش نداد و از توی جعبه ریحون بنفش تازه برام گذاشت،دیگه همه خانومام رفته بودن ، اومدم حساب کنم دیدم دوتا ریحون هست و گفتم آقا من یکی بیشتر لازم ندارم که دیدم گفت خانوم اون یکی رو مهمون من

ممنون آقا آخه من لازم ندارم برش دارین لطفن ،گفت خانوم بردارین نمک نداره، تاحالا هیچکس اینقد محترمانه باهام حرف نزده بود ،من از زمانی که یادمه دستفروشی کردم و حالام دارم سبزی میفروشم و بجز چرخی ،هیچکس  اسم دیگه ای من رو صدا نکرد ،اما امروز من نمک گیر احترام شما شدم درست نیس بدون تشکر بزارم برین ،این دسته ریحون مِن بابِ تشکرِ خانوم

 ااا آخه من که حرف خاصی نزدم

– خاهش میکنم قبول کنین ، من هرجای شهر برای کارای اداری ،غیر اداری ،تو خیابون و هرجا که میرم اسمم چرخی هست نه حتی آقای چرخی، فقط و فقط چرخی ،چرخیِ خالی ،اما شما اولین نفری هستین که من رو آقا صدا کردین با احترام ،بدون چرخی .من امروز محترم شدم و این برام خیلی ارزش داشت

نمیدونستم چی بگم فقط گفتم ممنون آقا خیلی لطف کردین ،انشاالله تا عصر همه اش به فروش برسه

– ممنون خانوم ان شاالله

صدای آقای دست فروش دیگه ای از دور می اومد ، هووووی چرررخی برو اونورِخیابون ، شلوغتره هااا

 و خانومی که داد میزد ،چرخی چرخی، وایسا منم خرید دارم . نه پسوند نه پیشوند فقط چرخیِ خالی

پی نوشت ۱: فکرکنم حق همه آدماست که محترم شمرده بشن توی هر لباس و کِسوت و منصب ،شغل که هستن

پی نوشت ۲: بنظر خودم خیلی چیز ساده اما تامل برانگیزی بود

پی نوشت ۳: میدونین چرا بهم ریحون داد ،چون ریحون تو سبزی خوردن از همه گرونتره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.