کتاب دموکراسی یا دموقراضه

280

کتاب دموکراسی یا دموقراضه نوشته سید مهدی شجاعی از کتاب هایی است که نمی دانی دقیقا چه باید برایشان بنویسی ! اگر هم بخواهی تکه های مهم و جذابش را بنویسی از بهر مرور، باید کل کتاب را رونویسی کنی…

تِم ِ کتاب دموکراسی یا دموقراضه، همان تِم ِ رمان های سیاسی چون قلعه حیوانات است منتها با طعمی کاملا وطنی و ملموس.

مطمئن نیستم چگونه این کتاب اجازه انتشار گرفته است اما که چه فرقی میکند مهم این است که میتوانیم بخوانیم و همزمان هم بخندیم و هم بگرییم. گرچه که نویسنده یا به عمد یا واقعا دمو قراضه را به سلطنتی خیالی در کشوری خیالی تر مربوط کرده است اما که همه ما خوب میدانیم منظور چیست و کیست!!!!

دموقراضه بیست و پنجمین پسر پادشاه کشور خیالی غربستان است که اتفاقا ناهنجار هم هست. پسری که بعد از بیست و چهار برادر مستبدی که یکی پس از دیگری آمده و خون مردم را به شیشه کرده اند از روی ناچاری و با این تفکر که عقب افتادگی مانع استبدادش خواهد شد بوسیله مردم انتخاب شده است. اما که در کمال حیرت و ناباوری همگان این جناب دیوانه اعتماد به نفسشان از صد حاکم سالم بیشتر بوده و با تعیین دولتی ناهنجار تر از خودشان مردم را به صلابه میکشند آنچنان که داستانشان تاریخی میشود…

به ناچار قسمت هایی کوتاهی از کتاب را برایتان می نویسم:

– مردم باید حق انتخاب داشته باشند. باید در تعیین سرنوشت و اداره امور خود مشارکت کنند.. مردم تا آن زمان یعنی صدور این حکم یا وصیت توسط پادشاه، از هر گونه حق انتخابی محروم بودند و چاره ای جز تن دادن به پادشاهان تحمیلی نداشتند، در درون دل های خود به رقص و پایکوبی پرداختند و از پادشاه نیز به خاطر اعطای این حق، تشکر فراوان کردند.

حتما سوال نمی کنید که چرا مردم در درون خود به رقص و پایکوبی پرداختند؟ چون می دانید که اگر در بیرون، اظهار شادمانی می کردند و به رقص و پایکوبی می پرداختند، نارضایتی خودشان از وضع موجود را آشکار می ساختند و باعث ناراحتی پادشاه و در نتیجه تنبیه خودشان می شدند و مردم اصلا علاقه ای نسبت به این دو قلم نداشتند.

– یکی از اولین و مهمترین و جدی ترین تصمیمات دموقراضه این بود که برادرانش که پادشاهان قبلی بودند را از چشم مردم بیندازد، کمترین آبرو و حیثیتی برایشان باقی نگذارد و به مردم بفماند که اصلی ترین ماموریت او نجات مردم، از دست برادران بوده و هست.

او برای تفهیم هرچه بهتر مردم ناگزیر شد افرادی را با عنوان روشنگران تربیت کند تا آن ها در قالب گروه های سیار به مناط مختلف سفر کنند و مردم را نسبت به فجایع دوره های پیش و ظلم و ستم های برادران آگاه سازند.

اگر کتاب را خواندید نظراتتان را با ما در میان بگذارید…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.