متن ترانه – گنجشک، تام اودل

233

چرا گنجشگ چرا، بگو چرا غمگینم
بهترین شعری که بلدی، برای دل هر دویمان بخوان
پر بزن گنجشک پر بزن، روی دستم بنشین
به زبانی بخوان که هر دویمان بفهمیم

روی درخت می‌نشینی
به چشم‌هایم نگاه می‌کنی
نمی‌دانم به چه فکر می‌کنی

بگو گنجشک بگو، هر طوری که شد
بگو چرا راه می‌روی، اگر پرواز بلد بودی
بگو گنجشک بگو، آه هر طوری که شد
از چراهای این زندگی بیهوده بگو

اما روی درخت نشسته‌ای
به چشم‌هایم نگاه می‌کنی
نمی‌دانم به چه فکر می‌کنی

بمان گنجشک بمان، بمان لب پنجره‌ام
چیزی به این قشنگی را از نزدیک هرگز ندیده‌ام
صبر کن گنجشک صبر کن، آه نرو
چه قشنگ است رقص پرهایت وقتی باد می‌آید

اما روی درخت نشسته‌ای
به چشم‌هایم نگاه می‌کنی
نمی‌دانم به چه فکر می‌کنی

بخوان گنجشک بخوان، درد را دور کن
وقتی به مغز استخوان برسی، هر دویمان یکی هستیم
گفتم بخوان گنجشک بخوان، درد را دور کن
آهنگی به قشنگی امروز هرگز نشنیده‌ام

چون روی درختم نشسته‌ای
و به چشم‌هایم نگاه می‌کنی
نمی‌دانم چطور، ولی خداحافظ می‌گویی

 

آهنگ «گنجشک» از تام اودل را بشنوید:

ترجمه: فرمهر امیردوست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.