فیلم برادرم خسرو

616

درباره فیلم برادرم خسرو باید به نکات مختلفی اشاره کنم، ولی قبل از آن یک بیوگرافی کوتاه درباره فیلم می نویسم:

برادرم خسرو (۱۳۹۴)

کارگردان: احسان بیگلری

نویسنده: پریسا هاشم‌پور / احسان بیگلری

تهیه‌کننده: سعید ملکان

بازیگران: شهاب حسینی، هنگامه قاضیان، ناصر هاشمی، بیتا فرهی

ژانر: اجتماعی / درام

محصول: ایران

مدت: ۹۰ دقیقه

این فیلم در بخش نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت و در اردیبهشت ۹۶ اکران عمومی شد.

داستان این فیلم بر میگردد به دو خانواده. خانواده ای که پدر، با هنر میانه خوبی ندارد و به پسر اجازه تحصیل در رشته دلخواهش را نمی دهد. و این پسر هم با بیماری دوقطبی دست و پنجه نرم می کند. ابتدای فیلم کُدهای نا مشخصی از این بیماری به ما داده می شود. سالها پیش پدر فوت می کند و این پسر به همراه خواهرش ناهید زندگی می کند ولی ناهید برای مدتی قصد سفری اجباری به خارج از کشور دارد و نمی تواند خسرو را با خود ببرد و به ناچار خسرو را به برادرش می سپارد. این برادر که همیشه مورد تحسین پدر بوده و هر آنچه پدر دوست داشته اجرا می کرده نیز از درون دچار درگیری هایی است. و خانواده دومی که در فیلم می بینیم خانواده همین برادر یعنی اقای دکتر دندانپزشک است.

کُد اولی که در فیلم برادرم خسرو از بیماری به ما داده میشود این است که خسرو صبح خیلی زود آهنگ می گذارد و همه را بیدار می کند و می رقصد و بسیار شاداب است و حالت هایی از مانیا را درک می کنیم.

یکی از دوستان منتقدین می گفت: شما به دیدن فیلمی پر احساس می روید، اما این که می گوییم به این معنی نیست که با فیلمی رمانتیک و عاشقانه برخورد کردید، بلکه در این فیلم می فهمیم یک بی اعتنایی و بی توجهی چه نتایجی در بر دارد.

برادر پزشک که زندگی اش از نظام خاصی پیروی می کند و با آمدن خسرو، زندگی ناصر تا حدودی روال خود را از دست می دهد، رفتارهایی نشان می دهد تا بتواند خسرو را کامل در کنترل کند اما این اتفاقات به سمتی می رود که خسرو در معرض مرگ قرار می گیرد و فیلم نشانه هایی از ناراحتی ناصر نشان ما میدهد. در کنار همه موفقیت های شغلی، ناصر در درون احساس خوبی ندارد و مشکلات خانوادگی دارد که فیلم به تصویر می کشد.

هر چه فیلم جلوتر می‌رود، داستان روی اعصاب ما هم تاثیر می‌گذارد و با دیدن جنبه‌های مختلف بیماری خسرو، آزاردهنده‌تر می‌شود. دل‌مان برای خسرو، این جوان سرزنده و هنرمند که ذره‌ذره روی پرده‌ی سینما، آب شدن و سرگشتگی‌اش را می‌بینیم می‌سوزد و قلب‌مان برای مظلومیت او آتش می‌گیرد. شبی که خسرو خودش را خیس می‌کند، همان‌قدر که همسر و فرزند ناصر نگران و ناراحت او هستند، بیننده هم برای او عمیقا ناراحت می‌شود و از ناصر بیشتر بدش می‌آید.

خسرو نسبت به استفاده از وسایل الکترونیکی و فضای مجازی آگاه است. او معتقد است که باید از آدم‌ها زمانی که حواس‌شان نیست فیلم گرفت، چون آن زمان انسان خود ِ واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

صحنه پایانی فیلم براردم خسرو، اما به نظر من می توانست پیچیده تر تمام شود. البته که باید اشاره کنم اکثر دوستان از پایان فیلم بسیار لذت برده بودند و این شاید تنها نظر من باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.