فیلم آباجان

516

در مورد فیلم آباجان که بخواهیم صحبت کنیم بهتر است ابتده به معرفی کوتاهی از کارگردان بپردازیم. هاتف علیمردانی یکی از فیلمسازانی است که تقریبا در سالهای اخیر با یک فیلم بلند سینمایی در جشنواره حضور داشته است.(کوچه بی نام) توقع ها را از او بالا برد تا آنجا که (هفت ماهگی) او در جشنواره سال گذشته نگاهها را به خود جلب نکرد. فیلم آباجان، قصه جنگ را در یک خانواده زنجانی روایت می کند.خرده داستانها ،کشمکشها و کنشهای افراد دیگری را به قصه اصلی پیوند میزند، که موجب باز شدن گره هایی از زندگی شخصیتهای قصه می شود و از چهره های مختلف نقاب بر می دارد.

استفاده از لهجه ترکی یکی از ویژگی های فیلم علی مردانی است. بازیگران فیلم گرچه با زبانی بین فارسی و ترکی صحبت می کنند اما نیاز به زیر نویس و ترجمه ندارند. زیرا می شود معنای کلمه ها را از طریق القای حسهایشان درک کرد.

(مثلا در صحنه ای که آباجان پسرش را در بین اسرای عراقی در تلویزیون می بیند. یک بازی حسی را به نمایش می گذارد. در این صحنه او با زبان ترکی حرف می زند و حسش معنای کلمات را القا می کند.)

دیالوگهای فیلم آباجان تمیز و شسته رفته نوشته شده اند.شخصیت آباجان و بیشتر شخصیتهای قصه پردازش خوبی دارند.صحنه پردازی،جلوه های ویژه میدانی و بصری بدون اغراق و ساده است.کسانی که دهه شصت و دوران جنگ را تجربه کرده اند به راحتی با این فیلم همذات پنداری می کنند. بازیگران در آباجان حرف اول را میزنند چه در انتخابشان و چه در بازی هایی که ارائه می دهند.

فاطمه معتمد آریا که یکی از بازیگران درجه یک سینمای ایران است در این فیلم توانسته نقشش را بسیار عالی و درخشان ایفا کند.او البته در فیلمی مثل گیلانه با لهجه شمالی حرف میزند و اینبار لهجه ترکی را چنان با نقش آمیخته که باور پذیری شخصیت آباجان بسیار راحت می شود.بازی درخشان گاه با درون ریزی حس و گاهی با برون ریزی احساسها بسیار تحسین بر انگیز است .

حمید رضا آذرنگ ،شبنم مقدمی و سعید آقا خانی هم نقشهایی متفاوت را به نمایش می گذارند.

در موازات قصه اصلی عشق دختر و پسری جوان، روایت می شود که خوب از آب در نیامده است.با پیرایش این نکته شاید بتوان گفت آباجان یکی از فیلمهای تحسین بر انگیز و ارزشمند کارنامه هاتف علیمردانی است.

یاسمن خلیلی فرد: فیلم «آباجان» هجوم بحران ها

«آباجان» اگر ضعیف ترین فیلم هاتف علیمردانی نباشد، دست کم یکی از ضعیف ترین هایِ کارنامه ی اوست. فیلمسازی که با فیلم قابل قبول «کوچه بی نام» تا حدی توانایی های خود را به اثبات رسانده بود، در دو فیلم بعدی اش یعنی «هفت ماهگی» و «آباجان» نشان داد که از دوران کوتاه اوج خود فاصله گرفته است.

  فیلم چه به لحاظ فیلمنامه و چه در مرحله ی اجرا، اشکالات فاحشی دارد.

اول آن که در فیلمنامه تنها شاهد “بحران” هستیم. ده ها بحران پشت سر هم در فیلمنامه اتفاق می افتند بی آن که توجیه منطقی برایشان وجود داشته باشد و در نهایت هیچ یک از آنها به درستی گره گشایی نمی شوند. به عنوان مثال اعلامیه هایی که در خانه ی آباجان پیدا می شود در سال ۶۵، به چه منظور صادر شده اند؟ محتوایشان چه بوده؟ چرا این شخصیت ها که هیچ کدام هم آنچنان سیاسی به نظر نمی رسند باید چنین اعلامیه های خطرناکی با خود داشته باشند؟

احتمالاً علیمردانی یکی از برگ برنده های کار خود را بازگشت به زمان جنگ می داند اما متأسفانه فقدان فضاسازیِ ایده آلِ آن دوران به کار ضربه ی مضاعفی وارد کرده است؛ نه تنها بسیاری از رویدادها در موقعیت زمانیِ کار نمی گنجند بلکه اِلِمان های لازم برای درک و دریافت این که این قصه متعلق به سی سال پیش و اوجِ دورانِ جنگ تحمیلی ست در کار به چشم نمی خورد؛ تا حدی که گاهی یادمان می رود جنگی هم در کار است! اگر این فیلم را با نمونه های دیگری از فیلم هایی که در همان برهه زمانی می گذرند مقایسه کنیم به این مهم دست خواهیم یافت. بعنوان نمونه در فیلم «ویلایی ها» جزئی ترین عناصر فیلم، مخاطب را به فضای آن سال ها می برند و ناخودآگاه حسی از اضطراب و دلشوره را به او القا می کنند. «آباجان» اما حتی در طراحی صحنه و لباس نیز چندان مشخصه ای از موقعیت زمانی مورد نظرش ندارد، چه برسد به دیگر المان ها. از دیگر سوالاتی که ممکن است برای تماشاگر پیش آید این است که چرا اساساً داستان فیلم در زنجان می گذرد؟ چه تفاوتی ایجاد می شد اگر روایتِ فیلم در تهران یا هر شهر دیگری می گذشت؟ درواقع آیا اصلاً “مکان” تأثیری بر پیش رفت روند داستان دارد و آیا گره خاصی را ایجاد کرده است یا صرفاً سلیقه فیلمساز این گونه ایجاب کرده که کار را در شهرستان جلو دوربین ببرد؟

شخصیت های فیلم به شدت آشفته اند. ظاهراً فیلمساز قصد داشته با شلوغکاری های معمولِ فیلم هایش ضعف های این فیلم را بپوشاند اما به قدری در شخصیت پردازی ناموفق عمل کرده است که تمامی شخصیت ها در حد تیپ باقی می مانند و به هیچ وجه باورپذیر نیستند. این ضعف در شخصیت پردازی بر بازیها هم تأثیر گذاشته و بازی بازیگران بیشتر یادآور سریال های کلیشه ای تلویزیون است.

همان قدر که فیلمسازی چون اصغر فرهادی بلد است از بازیگران خردسال فیلم خود استفاده ای بهینه ببرد، علیمردانی بازیگرانِ کودک و نوجوان فیلم خود را سرگردان – مدام در حال بالا و پائین رفتن از پله ها- به تصویر می کشد و کودک به جز آن که در مرحله ای یک بحران جدید بیافریند (در «کوچه بی نام» افتادن پسربچه در چاه و در «آباجان» خوردن تریاک) نقش کلیدی دیگر در کار ندارد، ضمن آن که بحرانی هم که برای کودک اتفاق می افتد در نهایت کارکرد خاصی در فیلم ندارد و این اتفاقات با گره گشایی هایی سردستی به حال خود رها می شوند و نیازی به پیگیری دیگر نیست. کودک در «آباجان» تریاک می خورد، دربیمارستان بستری اش می کنند و بعد آن قدر بحران های تودر توی دیگر اتفاق می افتد که دیگر او را فراموش می کنیم و وقتی حالش را می پرسند با جمله ی کلیشه ایِ “خطر رفع شد” همه چیز ختم به خیر می شود.

به عقیده نگارنده، اگر هاتف علیمردانی، روشی را که اکنون درپیش گرفته ادامه دهد، قطعاً فیلم های او بد و بدتر خواهند شد و دیگر نخواهد توانست فیلمی حتی در حد و اندازه فیلم نسبتاً موفق ترش یعنی «کوچه بی نام» بسازد. آنچه علیمردانی باید از آن پرهیز کند، شتابزدگی و تعجیل برای دور نماندن از عرصه ی رقابت است. گاهی چند سال کم کاری وتمرکز بیشتر بر یک فیلمنامه ی خاص و رفع اشکالات و پرداخت بیشتر به آن، بسیار ارزشمندتر از حضور هر ساله در جشنواره و ساخت فیلم هاییست که روز به روز ضعیف تر و بی مایه تر می شوند و حتا قرار گرفتنشان در بخش مسابقه عجیب به نظر می آید.

قسمتی از متن بالا فوقا از سایت آنام گرفته شده است.

درباره این فیلم می توانم بگویم که فضاسازی نسبتا قوی داشت ولی استفاده از عبارات ترکی زیاد باعث می شد مایی که به زبان ترکی تسلط نداریم، تا حدودی خسته شویم. فیلم آباجان که در زوزگار جنگ اتفاق می افتد برای بسیاری از مردم که آن روزها را لمس کرده اند جالب بود و بعد از فیلم از آن ها صحبت می کردند.

از مسائلی که فکر منو درگیر کرد این بود که فاطمه معتمد آریا به عنوان بازیگر نفش اصلی می توانست قوی تر ظاهر شود و بیشتر در این خانواده و اتفاقات پیرامونش تاثیرگذار باشد و خیلی چیزها بستگی به شرایط نداشته باشد! ولی مثل همیشه با بازی عجیب و عالی فاطمه معتمد آریا در فیلم آباجان روبرو هستید که کاملن فیلم را ارتقا می دهد.

قشر به ظاهر مذهبی را هم به تصویر می کشد که زمان جنگ کم نبوده اند و به تبع الان هم انواع امروزی آن را در جامعه زیاد مییبینیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.