سفرنامه هند – دهلی

1,898

سحر که زنگ زد، گوشی را برداشتم و در جوابِ سوالِ « هند چی شد آخرش؟» گفتم: هیچی دیگه نشد که بشه! ☹

ای بابایی گفت و قطع کرد.

چند دقیقه بعد زنگ زد:« حدیث زود با این شماره تماس بگیر، خانمه گفت چند نفر جا داره فقط باید سریع اقدام کنید!»

و چند ساعت بعد در آژانس هواپیمایی نشسته بودم و پاسپورتها و قطعه عکس های قناسِ ۵*۵ هند را تحویل می دادم و وقت اثر انگشت سفارت می گرفتم …

سوم فروردین ساعت ۱ صبح بعد از یک پروازِ چهار ساعته در فرودگاه دهلی بودیم. در هواییما مهمانداران فرم هایی توزیع کردند که برای ورود به خاک هند پُر کنیم و تحویل دهیم.

شنیده بودیم آب آشامیدنی آنجا مزه تلخی دارد و با دیدن آب سردکنِ فرودگاه، اولین قدم برای آشنایی با هند را با همین نوشیدن آب برداشتیم. ? البته بعد از آن دیگر تنها از آب معدنی استفاده کردیم و خلاف نظر ما که مزه را کاملن عادی دیدیم، برخی از همسفرانمان از تلخی آب شکایت داشتند!

که نتیجه گرفتم تفاوت در عملکرد سیستم عصبی افراد باعث اختلاف نظر در حس مزه ها می شود…

در بدو ورود به هر هتل با حلقه های گل و زدن پودری به رنگ زردچوبه و گاهی قرمز وسط پیشانی- که به معنای داشتن آرزوهای خوش برایمان بود- از ما استقبال شد.

 

  

اولین محلی که برای بازدید رفتیم، مقبره مهاتما گاندی – که او را پدر کشورشان می دانستند-  بود که در محل سوزانده شدن جسد ایشان در سال ۱۹۴۸ بنا شده بود. سادگی آرامگاه، حاکی از زندگی ساده گاندی داشت.

  

پس از خروج از مقبره گاندی با ماشین عروس برخورد کردیم و چون در سفرنامه های دیگر دوستان خوانده بودیم که به مراسم عروسی برخوردید حتمن اجازه بگیرید و شرکت کنید و آداب و رسوم این مراسم را ببینید، علاقه به حضور در جشن داشتیم اما متاسفانه میسر نشد.

  

بعد از آن ما را به میدانی که دروازه بزرگی در وسط آن ساخته شده بود، بُردند.

 

قدم زدیم و عکس گرفتیم و بستنی ها و آبمیوه هایی که اغلب اوقات با ذائقه ایرانی همخوانی نداشت، امتحان کردیم.

دست فروش های بسیاری هم دور میدان بودند و از توریست ها با زبان های مختلف می خواستند که از آنها خرید کنند. کلمات فارسی زیادی هم یاد گرفتند که از سفرهای متعدد ایرانیان به این کشور نشئت می گرفت.

سپس به مسجد جامع دهلی رفتیم. در اکثر معابد و مساجد این کشور از ما خواسته میشد که کفش هایمان را تحویل دهیم.

   

روز دوم برنامه تور بازدید از معبد آکشاردهام و قطب منار بود ولی ما تصمیم گرفتیم بدون تور به بازدید چند منطقه برویم تا در شهر هم گردشی داشته باشیم و از نزدیک با مردم و فرهنگ آنجا اشنا شویم.

برادرم قبل از سفر، نقشه آفلاین سه شهر دهلی، آگرا و جیپور را از گوگل مپ دانلود کرده بود و از آن جا که در هند سیم کارتها بعد از چند روز رجیستر می شوند و خرید سیم کارت فایده ای نداشت، این نقشه به ما کمک بسیاری کرد. همچنین اضافه کنم که از سه هتلی که ما در هند رفتیم برای استفاده از وای فای در یکی از ان ها باید هزینه پرداخت می کردیم ولی باقی، با همان هزینه های پرداختی به آژانس می توانستیم استفاده کنیم.

ابتدا با تغییر سه مرتبه خط مترو به معبد آکشاردهام رفتیم. صبح مترو خلوت بود ولی زمان برگشت تعریفی که از شلوغی متروهای هند شنیده بودیم را لمس کردیم ???

  

از داخل معبد آکشاردهام هیچ عکسی در فضای مجازی نیست چون هیچ دوربینی اجازه عکاسی ندارد و در بدو ورود، همه وسایل جز کیف پول تحول گرفته می شود و همینطور کفش! و بعلت گرمای هوا یکم کف پاهامان سوخت  و کم کم یاد گرفتیم سرامیک های سفید از مشکی قابل تحمل ترند و می دویدیم تا به محوطه بسته معبد برسیم.

محوطه بسیار بزرگ و زیبایی برای این معبد اختصاص داده بودند. این معبد توسط ماهاراج پراموخ سووآمی بنا شد که ۳۰۰۰ نفر از پیروانش به همراهی ۷۰۰۰ صنعتگر توانستند ساخت آن را به اتمام برسانند.  ساختمان اصلی مستقر در وسط معبد بر اساس علم جهت یابی و معماری هندی ساخته شده که تماما از جنس سنگ است.

   

بعد از آن به مقبره همایون رفتیم.  همایون دومین پادشاه گورکانی یا همان مغول هند پس از پانزده سال که در دربار ایران پناهنده بود به کمک شاه طهماسب اول به کشورش بازگشت و به طور ناگهانی پس از چندماه از دنیا رفت.

 

هر چه از زیبایی چند بنای ساخته شده در این محل بگویم کم گفتم.

معماری مقبره همایون بسیار شگفت آور بود و البته این را هم اضافه کنم که ما حدود یک ساعتی با سنجاب های محوطه سرگرم بودیم.

  

پس از آن با توک توک به لوتوس تمپل رفتیم که از داخل آن هم اجازه عکاسی نداشتیم.

  

این مسجد متعلق به آیین بهایی است و شبیه نیلوفر آبی که معنای واژه لوتوس است، بنا شده که این گل با عبادت و دیانت در هند عجین است و البته یکی از مساجد مدرن جهان محسوب می شود که دیدن آن خالی از لطف نیست. معمار این ساختمان یک ایرانی بهائی به نام فریبرز صهبا است .

_____________________________________________________________________________________________

× سفر ما با شهر آگرا و جیپور در هند ادامه پیدا کرد که در قسمت های بعد خواهم نوشت.

× توک توک و ریکشاها وسایل نقلیه عمومی رایج در هند هستند.

× سال نوتون مبارک شد؟

× طبق روال نوشت: قضاوت نکنیم!

× مطلب قبلی حدیث: بازیبیست و نهم اسفندماه 

12 نظرات
  1. yalda shirazi می گوید

    وای من خیلی دوست دارم هند رو ببینم…

    1. حدیث می گوید

      امیدوارم به زودی زووووووووووود برات میسر شههههه 🙂 مرسی از حضورت

  2. زینب می گوید

    عاشق بررسی های علمیت حتی تو سفرم??❤❤
    تفاوت عملکرد سیستم عصبی???????

    1. حدیث می گوید

      :))
      😉

  3. زینب می گوید

    چقد قشنگ سفرنامه بود????
    یادم باشه اگه روزی روزگاری هند رفتم، اول آبو تست کنم ببینم سیستم عصبیم ب سیستم عصبی کی نزدیکتره?

    1. حدیث می گوید

      😉 کار خوبی می کنی
      خیلی خوبه حتمن برو

  4. زینب می گوید

    عکسا عالیننننن
    مخصوصا اون سقف مقبره همایون اگه اشتباه نکنم?
    و سنجابااااااا????

    1. حدیث می گوید

      mercccccccccccccc azat

  5. شهربانو می گوید

    خیلی خوب بود
    بهتره بگم حدیث خانوم عالی بود

    1. حدیث می گوید

      مرسی ازت شهربانو جان :*

  6. پریچهر می گوید

    عالی بود حدیث جان

    1. حدیث می گوید

      مرسی پریچهر جان
      لطف داری ایشالا سفر بعدی هم با هم بریم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.